تبليغاتX
رهگذر


رهگذر
السلام علیک یا امیرالمومنین...
       به نام خدا ....

سلام

بعد از این مدت که نبودم نزدیک به روز تولد مولا علی (ع) رسیدم خدمت شما عزیزان....

تولد مولای متقیان علی(ع) را به همه مسلمانان تبریک عرض میکنم و امیدوار که بتونیم راه این

بزرگ گوار رو آیینه عبرت خود قرار بدیم هر چند کم و کوتاه ....

به جز از علی که دارد پسری ابول عجائب ................. که علم کند به عالم شهدای کربلا را ..!!!

امروز قبل از روز تولد جدم که تولد قمری خودم هم محسوب میشه قراره یه هدیه از مولام بگیرم که ...

بهترین هدیه عالمه ... واسم دعا کنید که به این هدیه برسم .. قول میدم بعد از اینکه مشکلم حل

شد بیشتر از اینها بهتون سر بزنم ...

سر همین کم میام به نت و حتی وقت نکردم که صاحبدلان سر بزنم .. البته با وجود همراهان خوبیی

 مثل شمیم معراج ... سید علی و انوش عزیز ...  بار مسئولیت روی شانه های این دوستانه عزیزه .

..از شمیم و سید علی میخوام در غیاب من تا زمانی که انشا الله بر میگردم و یک سر و سامان

درست  به وبلاگ بدم هوای صاحبدلان عزیز رو داشته باشن.....

به امید موفقیت  همه شما در مراحل زتدگیتون دوستان گرامی ...رهگذر...یاحق

|+| نوشته شده توسط رهگذر در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 | موضوع:
دیار عشق ...

دیار عشق

هنوز منتظرم تا به زودی رهسپار دیار عشق شوم........ در کناره همان (......) زرد رنگ!!!
دیار عشقی كه براي اخرين بار در هنگام وداع نگاهت كردم..........
نگاهت مي كردم و ارام ميگريستم
با یک خداحافظی رفتی!!!!

.. در دلت نمیدانم چه میگذشت ....!!!
هر روز با شاخه گلي در مسیر همان دیار مي نشينم ومنتظرم تا باز مسافر شوم.. ز خود مي پرسم
شايد باورت نمي شد كه عاشقانه دوستت دارم
اما هنوز هم منتظرم منتظر
تا شايد باز ببینمت و باز ترانه عشق تو را سر دهم
بازگرد،كه مرا درکناره همان (......)زرد رنگ!!! ببینی ....!!!!

آری همان جا که از تنگی دلم نغمه مداحی سر دادم و صدایم با تمام اندوهش

به گوش انسانها رسید و گاه گاهی نگاهی خشک و معنی دار میکردند و بی تفاوت

از کنارم میگذشتند ...!!!

نمیدانم شاید فکر میکردند دیوانه ام .

مینشینم.......

لب صحن انتظار...!!!
به اميد وصالم
به اميد ديدار
به اميد ديدار دلي كه باور دارد
كسي پشت این رویای شیرین

دوستش دارد..........

 

سلام به دوستان همیشه همراه رهگذر ...

عفو بفرمائید . خیلی گرفتار بودم و هستم ...

احتیاج به دعای خیر شما عزیزان دارم ..من رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید ..

به زودی در وبلاگ صاحبدلان هم ..مدیریت جدید مشخص خواهیم کرد .. حتما باشید و

انتخاب کنید ..

فکر میکنم کمی به استراحت روحی نیاز دارم .. کما بیش میام و بهتون سر میزنم ..

اما اگر دیر شد حلالم کنید ..رهگذر...یاحق

|+| نوشته شده توسط رهگذر در پنجشنبه دوم خرداد 1387 | موضوع:
یک بار برای همیشه....!!!

عرض ادب به دوستان عزیز ....

قبل از به روز رسانی وبلاگ خودم باید کمی در رابطه با گروه صاحبدلان حرف بزنم ....

دوستان گرامی اعضا گروه و کسانی که لطف میکنند و به این وبلاگ سر میزنند این قسمت رو حتما

بخوانند...

قبل از راه اندازی این وبلاگ به دوستان گفته شد هر کس قصد همکاری برای به روز رسانی این وبلاگ را دارد منتظریم که اعلام کنند .  اعضایی که اعلام آمادگی کردند به شرح همان نویسندگان وبلاگ هستند

اعضای گروه صاحبدلان که مایل هستند در گروه حرفهایی آموزنده . مذهبی . اجتماعی و یا درد و دل و مشکلات شخصی خود را به بحث و تبادل نظر بگذارند......این وبلاگ برای این ساخته شد که یادآور تمدن۷۰۰۰ هزار ساله ما وهمذهبی باشد که رفته رفته از اصل و ریشه اش داریم فاصله میگیریم.. در کنار این خواستیم گروهی داشته باشیم که اگر مشکل ، درد دل و همفکری و هر جه که لزوم اعضای صاحبدلان است را در این گروه مطرح کرده و سعی بر رفع آن نماییم..

توجه : هر عضوی از گروه با هر عضو دیگر میتواند به تبادل نظر و درد و دل بپردازد .. هم اکنون بعضی از دوستان کلا فقط بنده را برای این امر انتخاب کرده اند .. خواستم بگم که بین من و بقیه اعضا گروه هیچ فرقی نسیت همه یکی هستیم .. مدیریت اینجا مطرح نیست .. دقیقا من حکم یک مدیر ساختمان را

دارم که وظیفه کنترل یک مجموعه را به عهده گرفتم .. و هیچ فرقی با بقیه ندارم و یکی از اعضا هستم

پس دوستان سعی کنید با یاد کردن قسمی که خوردید به هم دیگر بیشتر اعتماد کنید .. چه به عنوان دوست چه هم خانواده  چه خواهر چه برادر.. با هم نزدیک باشید و بیشتر دست محبت را به روی ...

همدیگر بلند کنید و به هم اعتماد کنید این رو مطمئن باشید که من هم یکی از اعضا رو برای درد و دل وهمفکری خودم انتخاب کردم ...

خوب این توضیحات زیاد شد فقط بعد از این متنی مینویسم از عشق و به پایان میرسانم این نوشته را..

 

نوبت عاشقی : 

داشت یواش یواش عاشقی یادمان میرفت ..!!!

آن قدر برای ما از از عشق آسمانی . عشق تاریخی و افسانه های عشقی سخن گفتند که داشتیم

فراموش میکردیم که خودمان هم میتوانیم در هزاره سوم عاشق باشیم...

اگر بپذیریم که خود شناسی مقدمه و شرط لازم برای خدا شناسی است....

پس باید بپذیریم قبل از رسیدن به عشق الهی باید٬ عشق زمینی را تجربه و حس کنیم...

مردانی که عاشق همسرانشان نیستند نمیتوانند ادعای خدایی بودن را داشته باشند...

انگار بخشی از عشق به خدا ٬ به بندگان خداست ....!!!!!

البته برای مردمی که سختی ها ٬ زندگی ماشینی و برداشت های شخصی از مذهب

آنها را از تجربه عاشقانه باز داشته است ٬ فکر کردن پیرامون عشق کمی سخت است ...

اما باید پذیرفت که اگر ادعای ما بر عشق به خدا واقعی باشد .....

پس باید عشق به بندگان خدا را نیز در زندگی عادی مان نشان دهیم ....

مثبت بیندیشیم...

به زندگی لبخند بزنیم...

طراوت و نشاط را به یکدیگر هدیه بدهیم...

اخلاق و تحرک و میل به پیشرفت را برای خود  و دیگران بخواهیم ...

 

                         «« و این همه بهانه ای است برای عشق »»

 

تقدیم به کسی که او را عشق زمینی خود میدانم و از اینکه در مدت آشنایی کمک های شایانی برای

پیشرفت من در مراحل زندگی انجام داده ازش تشکر میکنم... این گلها هم تقدیم به او ...

 

ما آغاز کردیم ببینیم پایانش با کدامتان خواهد بود ٬ امیدوارم پایانی نداشته باشد..رهگذر...یاحق

                       

|+| نوشته شده توسط رهگذر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 | موضوع:
به نام خدا
سلام به  همه دوستان خواهر  و برادر های مهربان ...

به عرض اعضا برسونم که وبلاگ این گروه با نام (صاحبدلان) به ثبت رسید این وبلاگ به زودی

همه روزه . به روز خواهد شد ...به امید موفقیت بیشتر...

در جواب خانم آرزو : رفتن من به شمال دلیلی داشت و اون راهنمایی یک انسان به زبان این حقیر از

جانب حضرت حق بود ...قرار بود اتفاق بدی بیافته که خدا رو شکر این اتفاق رخ نداد .. و این فقط خواست

 ذات اقدس الهی بود . امیدوارم جواب خودتون رو گرفته باشید....

یک مسافرت زیبا به شمال و سواحل دریای زیبای خزر در شهر ساحلی و چشم نواز عباس آباد داشتم

کمی طولانی شد ولی خوب ارزش یک سری اتفاق ها رو داشت ...خوشحالم برای این سفر انتخاب ..

شدم زیرا بیش از پیش به خدای خودم نزدیک تر شدم .........

دوستان عزیز بیش از این وقت برای گروه تلف نکنیم بهتر است ..خیلی از دوستان برای گروه اسمی

انتخاب نکردند چند اسم انتخابی هست که دوستان نوشتن برای شما میگذارم اگر هر کدام از دوستان

اسمی برای انتخاب ندارند یکی از این گزینه ها رو انتخاب کنند ...

انتخاب پیشنهادی: .. کافه نادری .. وارونه ..چشم در چشم  پیشنهاد دوست عزیز بهنام با وبلاگ

بهنامترین بود ...و سیمرغ پیشنهاد خانم آرامش..و خانم آرامش اعلام کردند که دوستان یک بیو گرافی

از خودشون بدهند که راحت تر برای اسم تصمیم گرفته شود .. پیشنهاد خانم مریم با   وبلاگ دلشکسته

غریب.. آریایی..است ...یاران حق . رویای سبز و رهپویان وصال هم اسامی پیشنهادی دختر برف و باران

بود که نوشته شد...اشک خدا . بهانه ماندن و شکوه روشنایی پیشنهاد دوست عزیز حمید از گروه

خودمونه  ..راستی دوستان یک نظر هم بدن اگر تایید شد ( صاحبدلان )پیشنهاد خانم شمیم 

فکر میکنم برای گروه اسم ایده عالی باشه باز هم نظر باشماست......

با این اسامی انتخاب با شماست یا پیشنهاد خودتان را اعلام کنید ..

پاراگراف اول : بنده به همراه خانم شمیم و یکی از دوستان دیگه که باید انتخاب بشوند برای سوالات

داستانها و مسائل مذهبی و بحث و گفتگو راجع به این مهم فعالیت میکنیم..

پاراگراف دوم : آقای انوش عزیز زحمت میکشند و در هفته ۲ روز را برای بحث و آموزش و یاد آوری

 تاریخ.تمدن و فرهنگ این مرز و بوم . وبلاگ رو به روز میکنند پیشا پیش از ایشان کمال تشکر را دارم.

پاراگراف سوم : خانم نرگس رضوانخواه و ثریا قنبری زحمت به روز رسانی برای مسائل اجتماعی

سیاسی و فرهنگی رو بر عهده دارند که خوب هنوز چیزی راجع به اینکه فعالیت خواهند کرد نگفتن...

پاراگراف چهارم : تا اینجا پس متوجه شدید که این وبلاگ به روز رسانیش همه روزه است و دوستان

میتوانند هر روز از این وبلاگ دیدن کنید البته هنوز ساخته نشده است ..

پاراگراف پنجم: پدرام عزیز هم  در مورد شب شعر .روز جوک و خنده . اخبار های مختلف و و و به

همراه یک نفر دیگه که از بین گروه انتخاب میشه فعالیت میکنند ..پس به ۲ نفر دیگه برای کمک به

 فعالیت گروه نیاز مندیم..

پاراگراف ششم : یک پیشنهاد از طرف پدرام عزیز بود که مطرح میکنم و اینکه یک آی دی یاهو با نام ...

همان وبلاگشون بسازند که برای خبر به روز رسانی انقدر مشکل وقت پیدا نکنیم ..دوستان این نظر عالیه

ازش استفاده کنید چون خیلی زود از به روز رسانی شما آگاه میشوند و همچنین شما از آپه دوستانتان

آگاه خواهید شد یک بار دیگر قسم نامه را برای کسانی که قصد پیوستن به این گروه دارند میگذارم..

قسم نامه : 

 

به نام خدا...  به نام حضرت حق و به نام قرآن ناب محمّدی (صلوات) و به نام دوازده امام (ع) و چهارده معصوم قسم یاد میکنم که به این گروه وفا دار بوده و مراحلی که برای این گروه در نظر گرفته شده را یک به یک انجام دهم و قصد از هم پاشی و درست کردن ناراحتی برای هیچ یک از افراد این گروه را نداشته باشم ..

خوش و خرم باشید و شاد در سال جدید..  یا در این هفته یا در هفته آینده وبلاگ با اسم

انتخابی ساخته میشه و قابل استفاده خواهد بود..رهگذر...یاحق

    

نفر اول : خانم شمیم  ( شمیم معراج )

نفر دوم : خانم ثریا قنبری ( یک خوشه از پروین )

نفر سوم : خانم نرگس رضوانخواه(  آیین مهر )

نفر چهارم : خانم ترنم  ( رهگذر مهتاب )

نفر پنجم : خانم هستی  ...( نغمه درد )

نفر ششم : رضا حبیبی  ( ترانه خلقت )

نفر هفتم : خانم آرامش ( آرامش )

نفر هشتم : حمید  ( بیا انسان باشیم )

نفر نهم : خانم  الهام ...( روزهای من )

نفر دهم : خانم محدثه  .. ( آن سوی خیال )

نفر یازدهم : شهرام  ( و چشم های واژگون )

نفر دوازدهم : محمد علی کلانتری.. ( علمی و تحقیقی )

نفر سیزدهم : عاشق تر از همیشه ( یگانه هستی بخش )

نفر چهاردهم : دلشکسته غریب ( درد دلهای یک دل شکسته )

نفر پانزدهم : سیما خانم ( روی ماه خداوند را ببوس )

نفر شانزدهم : دختر برف و باران (مشاورین راه حق  * ای معبود عشق )

نفر هفدهم :  سینا  ( سایت مسعود ساعی )

نفر هجدهم :  آبجی مهربونم، پری خانم ( بانوی پاییز )

نفر نوزدهم :  آیدین روشن ضمیر ( یاد داشت های شخصی )

نفر بیستم :  انوش راوید (جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران )

نفر بیست و یکم :علی  ( دنیای علی )

نفر بیست و دوم : پدرام ( شبهای مهتاب )

نفر بیست و سوم : مجید ( اس ام اس )

نفر بیست و چهارم :شاهین ( ای کاش عشق را زبان سخن بود )

نفر بیست و پنجم :   نجمه   (شب هجران)

 

|+| نوشته شده توسط رهگذر در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 | موضوع:
الرحمن ... علَم القرآن ...
 

سلام... قبل از نوشتن معنی سوره (الرحمن) یک سوال داشتم که مطرح میکنم...

چرا انسانها به راحتی راجع به هم فکر میکنند تصمیم میگیرند و نظر میدهند در صورتی که از همدیگر

هیچ نمیدانند . آیا این آدمها که دم از خدا میزنند از خدای خود نمیترسند؟

 

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

 

1.خدای مهربان به رسولش محمد(ص) قرآن آموخت 2. و انسان را خلق کرد 3. وبه او تعلیم نطق و بیان فرمود .4 خورشید و ماه با حساب معین با هم در گردشند 5. و گیاه و درختان هم بسجده او سر بخاک اطاعت نهاده اند

 

6.آسمان را خدا کاخی رفیع گردانید و میزان را در عالم وضع فرمود 7.و حکم کرد که ای بندگان هرگز در میزان عمل تعدی و نافرمانی نکنند. 8. و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجند و هیچ در میزان کم فروشی و نا درستی مکنید 9.و زمین را برای (زندگانی) خلق مقرر فرمود

 

10. که در آن میوه های گوناگون و نخل خرمای با پوشش است 11.و حبوبات (متنوع) که دارای برگ و گل و ریحان است 12.الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 13.انسان را خدا از صلصال (خشک گلی) مانند گل کوزه گران (بدین زیبایی) آفرید

 

 14.و جنیان را از رخشنده آتش خلق کرد .15. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 16.آن خدایی که آفریننده دو مشرق و مغرب است .17. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟

 

 18.اوست که دو دریای را به هم آمیخت 19. و میان آن دو دریا برزخ وفاصله ایست که تجاوز به حدود یکدیگر نمیکنند.20. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 21.از آن دو دریا لولو و مرجان بیرون آورد 22. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟

 

. و او را است کشتیهای بزرگ مانند کوه که به دریا در گردشند 24. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 25.هر که روی زمین است دستخوش مرگ و فناست26.و زنده  ابدی ذات خدای منعم و با جلال و عظمت 27. الا(ای جن و انس) کدامین  نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟

 

 28.هر که در آسمانها و زمین است همه از او حوائج خود را میطلبند تا به شان و کاری پردازند 29. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید؟ 30 .ای گروه  انس و جن بزودی بحساب کار شما خواهیم پرداخت

 

 31 . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 32.ای گروه جن و انس

 اگر میتوانید در اطراف زمین و آسمانها بر شوید . (این خیال محالی  است) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد.

 

33. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 34.خدا بر سر شما شراره های آتش و مس گداخته فرود آرد تا هیچ نصرتی نیابید 35 . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 36. آنگاه که آسمان شکافته شود تا چون گلسرخ گون  و چون روغن (روان) گردد (آنروز از گناه پشیمان شوید)

 

37. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید؟ 38 .در آن روز هیچ از گناه جن و انس باز نپرسند 39. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای  خدایتان را انکار میکنید ؟

 

40 .بدکاران به سیمایشان شناخته شوند پس موی پیشانی آنان و پاهایشان بگیرند 41. الا(ای جن و انس)کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 42.این همان دوزخی است که بدکاران تکذیبش میکردند.4۳کافران در میان آن جهنم و در حمیم سوزان آن میگردند.

 

44. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 45.و هر که  از قهر و مقام کبریایی خدا بترسد او را دوباغ بهشت خواهم داد 46 . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 47.در آن دو بهشت انواع گوناگون میوه ها و نعمتهاست

 

48. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 49.در آن دو بهشت دو چشمه آب روان است 50. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 51.درآن دو بهشت از هم میوه ای دو نوع است52.الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟

 

53.در حالی که بهشتیان بربسترهایی که از حریر واستبرق آستر آنهاست تکیه زده  میوه درختانش  در همان تکیه گاه در دسترس آنهاست 54 . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار  میکنید؟ 55.در آن بهشت ها زنان با حیایی هستند که قبل از آن دست هیچ مردی به آنان نخورده است

 

 56. الا(ای جن و  انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 57.آن زنان حوری،  گویی یاقوت و مرجانند  58 . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 59.آیا پاداش نیکویی و احسان جز آن نکویی و احسان است؟ 60. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید؟ 61. جز آن دو بهشت دو  بهشت دیگر هم هست

 

62.الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 63.که درختان آن دو بهشت در منتهای سبزی و خرمیست 64. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 65.در آندو بهشت دیگر هم دو چشمه آب (گوارا) میجوشد

 

66. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را  انکار میکنید ؟ 67.در آندو بهشت هم هر گونه میوه (خوش) و خرما و انار بسیار است 68. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 69. در آن دو بهشت زنان نیکو کار با حسن و جمال  بسیار هستند

 

 70 .  الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 71.حورانی که در سرا پرده خود (مستورند)

 

72. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟ 73.که پیش از شوهرانشان دست هیچ کس بدانها نرسیده است 74. الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار  میکنید ؟ 75.در حالی که (بهشتیان با حورالعین خود) بر رفرف سبز و بساط زیبا تکیه زده اند 7۶ . الا(ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ؟

 

 77. بزرگوار و مبارک نام پروردگار توست که  خداوند جلال و عزت و احسان و کرامت است.  

 

به پایان میبرم با نام خدای بزرگ و بلند مرتبه....

 

 

 

 

 

پی نوشته : این هم از آپ ما خانم شمیم اطلاعیه لازم نداشت اجرای امر شد و به روز شدیم..خارج از شوخی قصد داشتم این هفته آپ کنم اما کمی زودتر به روز شدم...دوست دار همه دوستان..رهگذر...یاحق

|+| نوشته شده توسط رهگذر در یکشنبه چهارم فروردین 1387 | موضوع:
سلام و عرض پوزش
سلام به همه وبلاگ نویسان عزیز  سال جدید رو خدمت شما و خانواده محترمتان تبریک عرض میکنم ... و سالی پر از برکت . خرسندی . شادی . و روزی حلال فراوان را برایتان از خدای منان خواستارم   ....           

                ( عید نوروزتان مبارک ایرانیان آریایی ) 

بنده به علت پاره ای از مشکلات تا این تاریخ نبودم که بتوانم به وبلاگ سر بزنم  و به برخی از دوستان اعلام کرده بودم که گروه رو به امید حق از ۲۰ اسفند فعال میکینیم ....بنده قبل از عید به دنبال اینترنت پر سرعت بودم که بتوانم گروه رو به بهترین نحو راه اندازی کنم اما به علت نزدیک بودن به سال جدید هیچ شرکتی برای فعال کردن خط تلفن بنده اقدام نکرد ...

خواستار اینترنت پر سرعت شدم و قرار است بعد از تعطیلات این سرویس راه اندازی شود..و در اولین فرصت وبلاگ مخصوص گروه را می سازیم که فعالیت عضو ها  در وبلاگ مخصوص این گروه انجام شود..

بغیر از این هنوز گروه ما برای فعالیت اسمی رو انتخاب نکرده ..چون حق مسلم عزیزان این گروه است که نظرشان را راجع به اسم گروه خود بدهند. منتظر اسم های پیشنهادی هستم.  بهترین اسمی که  برای گروه مناسب و مورد تایید اکثریت اعضا باشه انتخاب میشه ...

و همچنین وقت بیشتری است تا تعداد نفرات گروه به امید خدا تا بعد از عید بیشتر شوند ...

امید به خدا به زودی یک گروه بسیار فعال و قوی خواهیم داشت ...

دوستان عضو . حتما برای برنامه های آینده نظر بدهند ... و برای نزدیکتر شدن و همبستگی این گروه تفکراتی رو که دارند مطرح بفرمایند...

 تا یادم نرفته اعلام کنم که دوستان برای خبر به روز رسانی و اطلاع از برنامه گروه ..آی دی یاهوی بنده را اد کنند که خبر ها رو بتونم خیلی زود برسونم..

حرف آخر : این گروه احتیاج به ۳ نفر فعال بغیر از بنده حقیر دارد که در طول هفته بتوانند به فعالیت بپردازند و وبلاگی که در این باره ساخته میشود را به روز رسانی کنند و اگر به هر دلیل یکی از این ۳ نفر و یا خود من نتوانست فعالیت خود را انجام دهد نفر بعدی بتواند از غیر فعال شدن وبلاگ جلوگیری کنند...

 

                   به امید موفقیت روز افزون شما دوستان وبلاگ نویس ..رهگذر...یاحق

|+| نوشته شده توسط رهگذر در دوشنبه بیستم اسفند 1386 | موضوع:
بدون نقاب بدون صورتک


 

فرا رسیدن ۲۸ صفر .. سالروز وفات حضرت محمد (ص) وشهادت  امام حسن مجتبی (ع) و حضرت امام رضا (ع) را به همه مسلمانان عالم تسلیت عرض میکنم ...

 

 

 دوستان عزیز در محیط وبلاگ نویسی با بعضی از مشکلات و ناراحتی هایی  برخورد کردند که گزیده ای از این مشکلات رو شرح میدهم بعد راجع به گروهی که تشکیل داده شده ، حرف خواهیم زد...

 

مخاطب حرف هایی که زده می شه رو خودم قرار می دم، که خدایی نکرده به کسی بی احترامی نشه ..

 

زمانی هست که دوستان زیادی به وبلاگ من سر میزنند . طبق معمول هر انسانی بنده شاید از کسی خوشم

 بیاد و قصد دوستی بیشتر با او را داشته باشم . خب این چند مرحله دارد که مراحل مرور میشود:

 

1:  در مرحله اول برای سوال کردن نسبت به اینکه آن طرف مقابل، آیا متاهل است یا مجرد و آیا کسی را دوست دارد یا نه باید تحقیق به عمل بیاورم که خوب همچین سخت هم نخواهد بود.

جواب مثبت : اگر به داشتن شوهر یا زن و یا دوست جواب مثبت داد من حق ندارم برای به دست آوردن طرف مقابل از زور، بی احترامی، اذیت و آزار و فحاشی و هر چیزی که باعث اذیت و آزار شود استفاده کنم و سعی بر به دست آوردن او با زور و... را داشته باشم  و بعد بگویم چون دوستت دارم !!! برای به دست آوردنت دست به هر کاری میزنم! گمان می کنم خیلی باید احمق باشم که فکر کنم با این روش ها میتوانم او را به سمت خود بکشم و فکر کنم که دوستم خواهد داشت...

 

پی نوشته اول : حقیقتی را باید بگویم که خیلی مهم است مخصوصا برای شخص خودم ...وقتی می گوییم عاشق کسی هستیم و جرأت به زبان آوردن چنین کلام بزرگی را داریم باید اینچنین باشیم... :

1 . از آتش عشقش در حال سوختن باشم.

2. به خواسته اش احترام بگذارم و باعث شکستگی دلش نشوم یعنی نتوانم چنین کاری کنم.

3. وقتی مریض شد و دردی را متحمل شد و یا غصه ای داشت و شرایط نامطلوب زندگی او را دچار سردر گمی کرده بود از بی تابی او بی تاب باشم و همدرد و همدلش باشم و با تمام وجودم برای آرامش عشقم تلاش کنم.. به خواست خود ، نه خواست او...  و این موضوع چنان از دلم بر آید که لاجرم بر دلش نفوذ کند و اعتمادش به من و به آن عشق آسمانی که از او در دل من مانده است بیشتر شود . خود او باید بخواهد که با من باشد و من را انتخاب کند و این بزرگترین آرزوی من باشد.

 

       گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

                                                          چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...

 

4 . انقدر عشقش در دل من نفوذ کرده باشد که برای وصف او زبان من توان بیان کردن عشقش را نداشته باشد... و کلمات برایم در مقابل دوست داشتنش ناتوان بماند و نتوانند عشق روحانی او را در قلب من وصف کند( به طور خودمونی بگم بتونم از عشق زیاد نسبت بهش، پرستشش کنم ) آنوقت می توانم بگم که عاشقش هستم وگرنه به زبان آوردن کلام عشق واقعا بی انصافیست...

توجه: منظور از پرستش .عبادت عشق است نه پرستش الهی ..پرستش در قدرت عشق به یک انسان . و نه عبادت الهی... که پرستش معبود از ازل بوده و تا ابد خواهد بود و چنین پرستشی تنها خاص  " ذات اقدس الهی " است و بس .........

 

۲: بعد از گذراندن مراحل یک...مرحله دوم

 اطمینان یافتن در مورد وجود نداشتن شخص ثالث. آنوقت با روش های خود و صادقانه به او پیشنهاد بدهم و از او درخواست کنم که در این باره فکر کند که خوب روش این موضوع برای هر کس متفاوت است...

 

 

 

این مسائل در این محیط فرهنگی  و مجازی زیاد اتفاق میافتد به روش های مختلف که خوب من کلی یک روش را برای دوستان  انتخاب کردم. امیدوارم که دیگر از این موارد در وبلاگها دیده نشود و این هم بگویم که چون خودم یک آدمی هستم که به عشق احترام میگذارم و خود عاشق هستم .این موضوع رو بیان کردم باز میگم این موضوع ربطی به شخص خاصی نداره و خواهشا دوستان به خود نگیرند...

 

نوشته اصلی :

 

 یک گروهی تشکیل دادیم و رفته رفته دیدیم خیلی از دوستان خواستار پیوستن به این جمع شدند. قصد را بر این نهادیم که به تمامی دوستان پیشنهاد دهیم که اگر خواستند به جمع ما بپیوندند و  گستره ی این جمع دوستانه رو افزایش بدهیم.

 

هدف این گروه :

 

هدف ما این بوده که بتوانیم در کنار هم چه به صورت چه دوست، چه خواهر، چه برادر و.. و.. و.... با هم صادق باشیم . نقاب و صورتکی که ظاهر ما را از باطن ما جدا میسازد بر داریم و با چهره واقعی خود در کنار هم قرار بگیریم و به هیچ وجه از این رابطه سوء استفاده نکنیم. برای هم یاران و همراهان خوبی باشیم .. قصد بر این بوده که خودمان باشیم و نام و خاطره آریایی بودن خود را و فرهنگ و منش و تمدن خود را بار دیگر حداقل برای خودمان هم که شده حفظ کنیم . و فرهنگ ایرانی را که شاید سال هاست از میانمان رفته برگردانیم و در کنار مذهب و دین خود نام آریایی را زنده نگه داریم....

 

 

مراحل ورود به گروه :

 

 دوستان، برای اینکه  اطمینان داشته باشید که وقتی وارد این مجموعه میشوید همه با هم مثل یک خانواده بوده و بدون هیچ ظاهر دیگری در کنار هم هستیم یک قسم نامه نوشته شده  که برای دوستان میگذارم و هر کس قصد ورود داشت حتما باید این قسم نامه را بنویسد و تایید کند که خوب همه به این اعتقاد داریم که چوب خدا اگر قسم یاد کرده باشیم و پیمان شکنی کنیم حتما گریبان ما را خواهد گرفت...( همونطور که قدیمیها و بزرگترهای ما گفتن... شاید بی صدا...شاید تنها به شکلی که خودت بفهمی... اما گریبان گیرمان خواهد شد اگر....... )

 

قسم نامه : 

 

به نام خدا...  به نام حضرت حق و به نام قرآن ناب محمّدی (صلوات) و به نام دوازده امام (ع) و چهارده معصوم قسم یاد میکنم که به این گروه وفا دار بوده و مراحلی که برای این گروه در نظر گرفته شده را یک به یک انجام دهم و قصد از هم پاشی و درست کردن ناراحتی برای هیچ یک از افراد این گروه را نداشته باشم ..

 

تبصره: : اگر دوستی خواست عضو شود که اقلیت مذهبی بود میتواند بعد نام حضرت حق نام کتاب آسمانی خود و پیامبر دین خود را بنویسد....

 

افراد پیوسته به این گروه :

 

این افراد به ترتیب عضویت نوشته شده است .

 

نفر اول : خانم شمیم  ( شمیم معراج )

نفر دوم : خانم ثریا قنبری ( یک خوشه از پروین )

نفر سوم : خانم نرگس رضوانخواه(  آیین مهر )

نفر چهارم : خانم ترنم  ( رهگذر مهتاب )

نفر پنجم : خانم هستی  ...( نغمه درد )

نفر ششم : رضا حبیبی  ( ترانه خلقت )

نفر هفتم : خانم آرامش ( آرامش )

نفر هشتم : حمید  ( بیا انسان باشیم )

نفر نهم : خانم  الهام ...( روزهای من )

نفر دهم : خانم محدثه  .. ( آن سوی خیال )

نفر یازدهم : شهرام  ( و چشم های واژگون )

نفر دوازدهم : محمد علی کلانتری.. ( علمی و تحقیقی )

نفر سیزدهم : عاشق تر از همیشه ( یگانه هستی بخش )

نفر چهاردهم : دلشکسته غریب ( درد دلهای یک دل شکسته )

نفر پانزدهم : سیما خانم ( روی ماه خداوند را ببوس )

نفر شانزدهم : دختر برف و باران (مشاورین راه حق  * ای معبود عشق )

نفر هفدهم :  سینا  ( سایت مسعود ساعی )

نفر هجدهم :  آبجی مهربونم، پری خانم ( بانوی پاییز )

نفر نوزدهم :  آیدین روشن ضمیر ( یاد داشت های شخصی )

نفر بیستم :  انوش راوید (جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران )

نفر بیست و یکم :علی آقا ( دنیای علی )

 

 

امید که در این گروه شاد باشید و به آرزوهای معنوی خود برسید برای گروه اسم انتخاب کنید و پیشنهاد دهید.....

 

 

اگر تعداد عضو های این گروه زیاد شود، وبلاگی ساخته خواهد شد که هر روز نفرات اضافه شده به گروه را در آن خواهیم نوشت و برنامه های هفتگی طرح خواهیم کرد که این گروه را بیشتر فعال کنیم...

 

ورود به این گروه دل بخواهی است و اصراری برای هیچ  فردی وجود نداره.  ولی بنده منتظر حضور تک تکتون هستم .

 

هشدار پایانی : تا یادم نرفته بگم که عضوهای این گروه که چهار نفر هم هستند بعد خواندن، قسم نامه خود را یاد کنند و در قسمت نظرها بنویسند...رهگذر...یاحق

 

|+| نوشته شده توسط رهگذر در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 | موضوع:
به تنهاییم رحم کن
سلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان آپ این دفعه راجع به دعای ابو حمزه ثمالی است که در مورد زمان مرگ و قرار گرفتن جسم در خاک گور میباشد ..به نظر قشنگ آمد هم اینکه نصیحت مولایم یادمان میماند که حضرت علی فرمود دو چیز را فراموش نکن ..خدا را ...مرگ را .... و اینکه برای بعداز مرگ توشه ای داشته باشیم که به خاطر آن شاید مورد عفو الهی قرار گرفتیم..

به من رحم کن

به خاطر تنهایی ام در این دنیا

به خاطر گرفتاری ام وقت مرگ

به خاطر تنهایی و وحشتم در قبر

برای بیچارگی ام

وقتی برای حساب  صدایم میزنی

به من رحم کن

و گناهانم را که تا به حال از آدمها پنهان کرده ای . به کل پاک کن

پرده هایی را که روی نقاط سیاهم کشیدی . بگذار بمانند

به من رحم کن

وقتی در بستر مرگ . بی نای حرکت افتاده ام

و دست دوستان . مرا تکان میدهد

به من رحم کن

وقتی همسایه های خوبم برای غسل تنم می آیند

و خویشانم اطراف جنازه را میگیرند

و تنها در قبرم . روبه روی تو قرار میگیرم .

به من رحم کن

 به خاطر تنهایی ام در آن خانه تازه!

اگر مرا به حال خودم بگذاری هلاک میشوم.

اگر تو لغزشهایم را نادیده نگیری به که پناه ببرم ؟